كلمات قريبة

ترجمة و معنى متاح في قاموس المعاني. قاموس عربي - فارسي

  1. متاح :
    در دسترس ، دم دست ، قابل وصول ، دست يافتني ، موجود ، در اختيار ( در دسترس )، قابل دسترسي ، مقدور ، در توان ، ممكن ، داده شده ( فرصت )
  2. مُتَاح :
    مُتَاح : [ تيح ]: كار ارزيابى شده .
  3. مَتَاح :
    مَتَاح : بلند و كشيده .

كلمات ذات صلة

كلمات قريبة

  1. متاثر :
    متاثر : ساختگي , اميخته با ناز و تکبر , تحت تاثير واقع شده
  2. تاجَرَ:
    تاجَرَ : مُتَاجَرَةً [ تجر ]: تجارت كرد .
  3. تابَلَ:
    تابَلَ : مُتَابَلَةً و تِبَالًا [ تبل ] الطعامَ : در غذا ادويه ى خوشبو و خوشمزه كننده ريخت .
  4. متات :
    رابطه ، پيوند ، تاثير
  5. مَتَات :
    مَتَات : [ متّ ]: مرادف ( الْمَاتَّة ) است .
  6. مَتْجِرَة:
    مَتْجِرَة : ج مَتَاجِر [ تجر ]: تجارتخانه ؛ « ارْضٌ مَتْجِرَة » سرزمين تجارت و بازرگانى .
  7. متاجر مدمرة و منهوبة:
    فروشگاههاي به غارت رفته و ويران شده
  8. متاجر مدمرة و منهوبة:
    فروشگاههاي به غارت رفته و ويران شده
  9. إحراق بعض من المتاجر:
    به آتش كشيدن چند فروشگاه
  10. نهب عدد من المتاجر:
    چند فروشگاه به غارت رفت
 _
 

المترجم الفوري

حمل تطبيق المعاني المجاني