كلمات قريبة

  1. النَّاظُور :
    نگهبان و پاسدار تاكستان و كشتزارها ، عينك كه در زبان متداول به آن ( ناضور ) گفته مى شود ، بزرگ قوم كه مورد توجه قوم خود باشد .
  2. النَّاظُورَة :
    پيشوا و بزرگ قوم كه مورد توجه قوم خود باشد ، اين كلمه در مفرد و جمع و مذكر و مؤنث يكسان بكار برده مى شود .
  3. النَّاعِبَة :
    « ناقةٌ ناعِبَةٌ » ج نَوَاعِب : ماده شتر تندرو .
  4. النَّاعِجَة :
    ج نَوَاعِج من النساءِ أو النوق : زن سفيد يا ماده شتر سفيد رنگ ؛ « ناقةُ ناعِجةٌ »: ماده شتر تندرو كه با آن گاوهاى وحشى را شكار مى كنند .
  5. النَّاعِس :
    ج نُعَّس : فا .


 

المترجم الفوري