کلمات نزدیک

ترجمه و معنی رهان در فرهنگ لغت عربی-فارسی المعانی

  1. رِهَان :
    مص « خيلُ الرِّهَانِ »: اسبهاى مسابقه كه بر آنها شرط بندند ؛ « هُما كَفَرَسَيْ رِهانٍ »: اين تعبير ضرب المثلى است براى دو چيز مساوى و نزديك بيكديگر .
  2. رهان :
    شرط ( بندي ) , موضوع شرط بندي , شرط بستن , نذر , شرط بندي کننده

کلمات نزدیک

  1. اين واژه ضد ( اطَالَ ) است ، از درازاى آن گرفت | - الكلامَ : سخن را كوتاه گفت | - من الصّلاة : نماز را كوتاه كرد | - عن الأمرِ : آن امر را با توانائى كه بر آن داشت رها كرد .:
  2. رَنِين :
    [ رنّ ]: مطلق صدا و آواز يا صداى اندوهگين .
  3. رَنَّى :
    تَرْنِيَةً [ رنو ]: آواز خواند
    - الحُسْنُ فُلاناً : زيبائى فلانى را به شگفتى انداخت و او را به نگاه كردن وادار نمود
    - اليه : نزد او , اليد .
  4. رَهَا :
    رَهْواً [ رهو ]: نرمى و رفاقت كرد ، آهسته راه رفت
    - البَحْرُ : دريا آرام شد
    - الطائِرُ : پرنده بالهاى خود را گشود
    - بين رِجْلَيْهِ : ميان دو پاى خود را از هم گشود .
  5. رَهَاء :
    [ رهو ] من الأَماكن : جاى فراخ
    - من كلِّ شي ءٍ : سطح و مستواى هر چيزى .
  6. رُهَاق :
    تعداد ، مقدار . مترادف ( الزُّهَاء ) است .
  7. رِهَاق :
    مترادف ( الزُّهَاء ) است ؛ « كانوا رِهَاق مائةٍ »: تعداد يكصد نفر بودند .
  8. ضدّ اين كلمه ( أَصْمَى ) است كه هر گاه شكار را با تير زنند در جا شكار كشته شود | - الحديثَ : سخن را با سخن چينى پخش كرد | - الرّاعِي الإبِلَ : شتربان شتران را دور كرد | - الكَلأُ الإِبِلَ : گياهان شتران را فربه كردند | - الكرمُ : درخت مو خوشه هاى انگور داد ؛ « انْمَيْتُ لِفُلان »: او را در اشتباه كم رها كردم تا به حد اعلا برسد و ديگر عذر او پذيرفته نشود .:
  9. رنين :
    سنج , ترتيب زنگهاي موسيقي , سازياموسيقي زنگي , صداي سنج ايجادکردن , ناقوس رابصدا دراوردن , جرنگ جرنگ , صداي جرنگ , صداي جرنگ جرنگ کردن , طنين داشتن , داراي طنين کردن


 

مترجم سریع آنلاین