کلمات نزدیک

ترجمه و معنی رهان در فرهنگ لغت عربی-فارسی المعانی

  1. رهان :
    رهان : شرط ( بندي ) , موضوع شرط بندي , شرط بستن , نذر , شرط بندي کننده
  2. رِهانُ على:
    شرط ‌ بندي بر سر ، حساب كردن روي ، حساب باز كردن براي ، تكيه بر ، اعتماد بر ، اتكال بر
  3. رِهَان :
    رِهَان : مص « خيلُ الرِّهَانِ »: اسبهاى مسابقه كه بر آنها شرط بندند ؛ « هُما كَفَرَسَيْ رِهانٍ »: اين تعبير ضرب المثلى است براى دو چيز مساوى و نزديك بيكديگر .
  4. راهَنَ:
    راهَنَ : رِهَاناً و مُرَاهَنَةً [ رهن ] هُ على كذا : با او بر سر فلان چيز گرو بست
    - هُ على الخَيلِ : با او در اسب دوانى مسابقه داد .
  5. رَهْن:
    رَهْن : مص
    - ج رِهَان و رُهُون و رَهِين و رُهُن : گروگان كه معمولًا در برابر تأمين بدهى مى گيرند ، آنچه كه رهن شده باشد ، توقيف يا بازداشت مطلق هر چيزى ؛ « رَهْنٌ بِكَذا » : مقيد يا گرو به چيزى است ؛ « رَهْنَ كذا »: به انتظار چيزى ؛ « أودِعَ السَّجنَ رَهْنَ التحقيقِ » : بازداشت شد تا از او تحقيقات و بازپرسى شود ؛ « رَهْنَ اشَارتِهِ »: بفرمان او ، تحت تصرف و اوامر او .

کلمات نزدیک

  1. رَهْبَان:
    رَهْبَان : ج رَهَابِين و رَهَابِنة و رَهْبَانُون [ رهب ] : آنكه بسيار ترسد مانند ( الخَشيَان ) از ( خَشِيَ ).
  2. رَهُفَ:
    رَهُفَ : رَهَافَةً و رَهَفاً : تنگ يا نازك و زيبا شد .
  3. رِهْمَة:
    رِهْمَة : ج رِهَم و رِهَام : باران ريز و نرم و پيوسته .
  4. رُهَاق :
    رُهَاق : تعداد ، مقدار . مترادف ( الزُّهَاء ) است .
  5. رُهْبَان:
    رُهْبَان : ج رَهَابِين [ رهب ]: بمعناى ( الرّاهِب ) است .
  6. رِهَاق :
    رِهَاق : مترادف ( الزُّهَاء ) است ؛ « كانوا رِهَاق مائةٍ »: تعداد يكصد نفر بودند .

 _
 

مترجم سریع آنلاین