کلمات نزدیک

ترجمه و معنی عتبة در فرهنگ لغت عربی-فارسی المعانی

  1. عَتَبَة :
    ج عَتَب و عَتَبَات : درگاهى ، هر يك از پله ها ، زمين ناهموار ، كار بد و سخت ؛ « عَتَباتُ الْمَوتِ »: سختيهاى مرگ .
  2. عُتْبَة :
    سراشيبى دره .
  3. عتبة :
    استانه , سرحد
  4. عتبة الباب:
    تير سردر , سنگ سردر

کلمات نزدیک

  1. عَتَال :
    باربر ، حمّال .
  2. عَتَاهَة :
    مص ، گمراهى و حماقت ، گمراهى مردم كه ناشى از بيخردى و سرگردانى باشد .
  3. عَتَاهِيَة :
    مص ، گمراه ، مردم گمراه اعمّ , ز ديوانه يا شگفت زده .
  4. عَتَب :
    فساد ، زمين سنگلاخ ، فاصله ميان انگشت سَبّابه و وسطى يا ميان بنصر و وسطى .
  5. عَتَبَ :
    عَتْباً و عُتْبَاناً و مَعْتَباً و مَعْتَبَةً و مَعْتِبَةً عليهِ : بر او عتاب كرد
    - عَتْباً و عِتَاباً و عِتِّيبَى فُلاناً : او را سرزنش و ملامت كرد
    - عَتْباً و عَتَبَاناً و تَعْتاباً : در حاليكه پاى خود را بلند كرد با پاى ديگر پريد
    - الْبَعيرُ : شتر بر روى سه پاى خود راه رفت .
  6. عَتَّبَ :
    تَعْتِيباً [ عتب ] البابَ : براى درب عتبه ساخت
    - الرّجُلُ : آن مرد دير كرد .
  7. عِتَالَة :
    باربرى ، حمّالى .


 

مترجم سریع آنلاین