کلمات نزدیک

ترجمه و معنی غدر در فرهنگ لغت عربی-فارسی المعانی

  1. غَدَر :
    مص ، زمين سخت و پر از سنگ ، سنگ و درخت ، آنچه كه از چيزى باقى مانده باشد . گل و لاى ته رودخانه هنگامى كه آب فرو نشيند .
  2. غَدَرَ :
    غَدْراً و غَدَرَاناً الرجُلَ و بهِ : با او بيوفائى و پيمان شكنى كرد .
  3. غَدِرَ :
    غَدْراً و غَدَرَاناً الرجُلَ و بهِ : مرادف ( غَدَر ) است
    - غَدَراً عَنْ اصْحَابه : از دوستان و ياران خود عقب ماند
    - الرَّجُلُ : آن مرد از آبگير آب نوشيد
    - المَكَانُ : آن مكان سنگلاخ شد .
  4. غُدَر :
    بسيار بيوفا . اين كلمه در ناسزا گفتن به مرد بكار مى رود : ( يا غُدَرْ ): اى بى وفا و در جمع نيز گفته مى شود ( يا آلَ غُدَر ): اى بيوفايان .

کلمات نزدیک

  1. غَدَارَة :
    ج غَدَّارات ( اع ): نوعى اسلحه گرم ، پارابلوم .
  2. غَدَد :
    ج غِدَاد : بيمارى طاعون شتر .
  3. غُدَارَة :
    باقى مانده چيزى .
  4. غُدَاف :
    ج غِدْفان ( ح ): كلاغى تنومند كه دو بالِ بزرگ دارد
    - ( ح ): پرنده اى به شكل كركس كه پرهاى بسيار دارد ، موى سياه و بلند ، بالِ سياه .
  5. غُدَة :
    ج غُدَد و غَدَائِد [ غدّ ]: دانه يا پاره گوشتى سفت كه ميان پوست و گوشت بدن انسان پديد آيد و باعث بيمارى شود ، دستگاهى است در بدن انسان كه مواد خاصّى مانند لعاب و اشك از آن خارج مى شود از قبيل غده هاى هاضمه ، غده هاى لعابى و غده هاى تناسلى و غده هاى عرق زا و جُز آنها
    - ج غُدَد : بيمارى طاعون كه در شتران پديد آيد
    - غَدَائِد : كالا ، مقدارى از مال .
  6. غُدَدَة :
    ج غُدَد : بيمارى طاعون شتر .
  7. غُدِّدَ :
    [ غدّ ]: غده درآورد .
  8. غدة :
    غده , هر عضو ترشح کننده , دشبل , غده عرقي , حشفه مرد , بظر زن
  9. غدة درقية:
    غمباد , بزرگ شدن غده تيروءيد , گواتر , سپرديس , سپرمانند , وابسته بغده درقي


 

مترجم سریع آنلاین