کلمات نزدیک

کلمات نزدیک

  1. النُّطْفَة : آب كمى كه در دلو يا مشك و جز آن مانده باشد | - ج نِطَاف و نُطَف : آب صاف ، آب منى ، دريا .:
  2. مَنَى:
    [ مني ]: قصد ، مرگ ، قضا و قدر الهى .
  3. مَنَى:
    مَنْياً [ مني ] اللّهُ الخيرَ لفلانٍ : خداوند براى او خير و خوبى را مقدّر كرد
    - هُ : او را آزمايش كرد ؛ « مَنَاهُ اللّهُ »: خدا او را بدان چيز دچار نمود .
  4. مَنُون:
    [ منّ ] ( مؤنّثة و قد تَذكَّر ): مرگ ؛ « ذهبت بهم المَنُونُ »: مرگ آنها را با خود برد ، روزگار ؛ « رِيَبُ المَنونِ »: حوادث و سختيهاى روزگار .
  5. مَنْوَمَة:
    [ نوم ]: « طعامٌ مَنْوَمَةٌ »: غذاى خواب آور .
  6. مَنَّى:
    تَمْنِيَةً [ مني ] الرجُلَ الشي ءَ و بالشي ءِ : او را آرزومند كرد .
  7. مُنِيَ:
    [ مني ] لكذا : موفق بر آن شد
    - بكذا : با آن آزمايش شد .
  8. نُطْفَة : آب كمى كه در دلو يا مشك و جز آن مانده باشد | - ج نِطَاف و نُطَف : آب صاف ، آب منى ، دريا .:
  9. دواء منوم:
    افيون دار , خواب اور , مخدر , تکسين دهنده
  10. مني:
    نطفه , مني , دانه , تخم
  11. منوم:
    خواب اور , منوم , توليدکننده خواب , هيپنوتيزم , مولد خواب مصنوعي


 

مترجم سریع آنلاین