ترجمه و معنی برد در فرهنگ لغت فارسی-عربی

موضوع معنی متن اصلی
عمومی فوز برد
عمومی فوز , مدي , وصول برد
عمومی مدي برد
عمومی وصول برد
عمومی مدي برد
عمومی مرمي برد
عمومی عمليةُ إنزال جوي هلي ‌ برد
عمومی هُجومُ المظليين هلي ‌ برد
عمومی عاثَ ( عاث فسادا في ) را از بين برد
عمومی فَتَك بـ ‌ را از ميان برد
عمومی قضي على را از ميان برد
عمومی قَطعَ دابر كذا را از ميان برد
عمومی اِئْتَمَرَ بِأَمْرِه ( اِئْتَمَرَ لَهُ ) از او فرمان برد
عمومی طَعَن في سمعته حيثيت او را زير سوال برد
عمومی طَعَن في سمعته اعتبار او را زير سوال برد
عمومی رقاقة مهره اي که دربازي نشان برد وباخت است
عمومی أساء الظن بـ گمان بد برد به
عمومی محمول جوا هوا برد
عمومی أدرَکَ پي برد
عمومی ادرك پي برد
عمومی أخَذَ عِلْماً بـ پي برد به
عمومی اخذ علما بـ پي برد به
عمومی احتسب گمان برد
عمومی عانَي رنج برد از
عمومی احتسَبَ گمان برد

 _
 

مترجم سریع آنلاین