معنی برد در فرهنگ لغت فارسی-عربی

موضوع معنی متن اصلی
عمومی فوز برد
عمومی فوز , مدي , وصول برد
عمومی مدي برد
عمومی وصول برد
عمومی استنفد به تحليل برد
عمومی استنفد وسعه تمام تلاشش را به كار برد
عمومی أخْضَعَ زير پوشش برد
عمومی اخضع زير پوشش برد
عمومی رقاقة مهره اي که دربازي نشان برد وباخت است
عمومی محمول جوا هوا برد
عمومی دعم پشتيبان زير برد
عمومی أدرَکَ پي برد
عمومی ادرك پي برد
عمومی أخَذَ عِلْماً بـ پي برد به
عمومی اخذ علما بـ پي برد به
عمومی احتسب گمان برد


 

مترجم سریع آنلاین